جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
150
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
اشخاص و به صفات ايشان ، يك صنفى است كه تحصيل مىنمايد علم را به جهت مقصد جهل و جدال كردن و صنف ديگرى است كه تحصيل مىنمايد براى مقصد سركشى كردن و حيله بازيدن و مقصود هيچ يك از اين دو قسم ، فهميدن و عمل كردن و رضاى خداى در آخرت نمىباشد و صنف ديگرى است كه تحصيل مىنمايد علم را به جهت مقصد فهميدن و عقل پيدا كردن و عمل نمودن به مقتضاى آن . اينها بيان اشخاص اين سه طايفه است و بيان صفات و علامتهاى هريك از ايشان اين است كه اول كه صاحب مقصد جهل و جدال است اذيّت رساننده و جدال نماينده است و متعرض گفتگو و بحث نمودن مىشود در مجالس اجتماعات و محافل مردمان ، خصوصا در مجالس اعيان ، اكابر و سلاطين به گفتگو نمودن و بحث كردن در علم و نماندن صفت تقدّس و حكم و در ظاهر به خود بسته است خشوع و تواضع را و باطن او خالى مىباشد از ورع و تقوى و قصد فهم و خير . پس مىكوبد خداوند از اين صنف دماغ او را و پاره مىنمايد كمربند او را و مىشكند پشت او را و دوم كه صاحب مقصد سركشى و حيلهبازى مىباشد ؛ صفت او اين است كه صاحب خدعه ، مكر ، افساد و تملّق مىباشد . يعنى در زبان اظهار دوستى مىكند و در دل دوست نمىباشد و سركشى و بزرگى مىنمايد بر امثال و اشباه خودش و تواضع و تملق مىنمايد از براى اغنايى كه پستتر از او مىباشند و از براى شيرينيهاى اغنيا خورنده و دين خود را پامالكننده مىباشند . پس كور و كم مىنمايد خداوند براى اين ، صفت ذكر و خبر او را و قطع مىفرمايد از آثار علما ، نشان و اثر او را . و سوم كه مقصد او از علم فهميدن و عاقل شدن است ؛ صفت و علامت او اين است كه صاحب حزن و اندوه و بيدارى در شب است و خود را در لباس و كلاه عبادت و زىّ عبّاد فرو برده و در تاريكيها شب قيام و تهجد نموده مشغول به عمل به مقتضاى علم خود مىباشد و خشيت از خداوند دارد و بر عاقبت خود مىترسد و دعا نماينده و مشفق بر حال خود مىباشد و روى به شغل و كار خود آورده و عارف به اهل زمان و مستوحش از